Notice: Undefined index: 1 in /home/baboleng/domains/babol-eng.com/public_html/cat.php on line 143 پایگاه اطلاع رسانی کانون مهندسین بابل>تاریخچه شهرستان بابل
 
  صفحه اصلی اساسنامه   درباره ما   ارتباط با ما    
چهارشنبه 21 آذر 1397
     
           منوی اصلی
  تاریخچه شهرستان بابل

تاریخچه>تاریخچه شهرستان بابل

تاريخچه شهرستان بابل

تاريخچه شهر بابل

 

نخستين مورخاني كه از مامطير ياد كرده‌اند ابن رسته و ابن فقيه (290 ه.ق) مي‌باشند.همچنين نويسندگاني مثل اصطخري (340 ه.ق) بصورت ممطير و مامطير ابن حوقل (376 ه.ق) بصورت مامطير از اين شهر نام برده اند.

 

در كتاب حدود العالم (372 ه.ق) نيز مي‌آيد: مامطير شهركيست با آبهاي روان و از وي حصيري خيزد سطبر و سخت نيكو كه به تابستان به كار دارند» و در سخن اندر رودها مي‌خوانيم: «و ديگر روديست كي رود باول خوانند، از كوه قارن برود و بر مامطير بگذرد و اندر درياي خزران افتد. و مقدسي (375 ه.ق) مامطير را شهري از قصبه آمل مي‌شمارد و مامطير و ممطير را دو شهر جداگانه مي‌پندارند. از شواهد چنين برمي‌آيد كه از سده 5 و 6 ه.ق مامطير رو به ترقي و توسعه نهاده، چنانكه در اوايل سده هفتم بقول ياقوت حموي از جاههاي برجسته طبرستان به شمار مي‌آمد.

وجه تسميه مامطير

ابن اسفنديار درباره بناي مامطير و نام آن مي‌آورد: چون امام حسن ابن علي(ع) در زمان خلافت عمر به مامطير رسيد و مالك اشتر نخعي و سپاه عرب با او بودند آن موضع كه مامطير است به چشم امام حسن ابن علي(ع) دلگشاي و نزه آمد، آبگيرها و مرغان و شكوفه‌ها و ارتفاع بقعه و نزديك به ساحل دريا ديد گفت: بقعه طيبه ماء و طير، از آن تاريخ مختصر عمارتي پديد آمد تا به عهد محمدابن خالد كه والي ولايت بود، بازار فرو نهاد و بيشتر عمارت فرمود در سنه ستين و مايه مازيار بن قارن مسجد جامع بنياد نهاد و شهر گردانيد.

ولي اولياءاله آملي مي‌آورد: در عهد خلافت اصحاب از قبل خلفاي راشدين، هيچ كس، تخصيص به تبرستان نيامد و آنچه در تاريخ تبرستان مسطور است كه در ايام خلافت عمربن الخطاب امام ابومحمدالحسن علي(ع)، و عبداله ابن عمر، و مالك بن حارث الاشتر و قسيم بن العباس به تبرستان آمده‌اند به حقيقت اصلي ندارد.در اين باره اختلاف نظر زيادي وجود دارد. از جمله آنكه عده‌اي فتح طبرستان را در زمان عثمان مي‌دانند نه به عهد خلافت عمر ؛ و عده‌اي از مورخين نيز حضور امام حسن را در فتح طبرستان صريحا نفي كرده‌اند و عده‌اي ديگر به حضور آن حضرت در فتح طبرستان اشاره‌اي نمي‌كنند. اما براساس مدارك به دست آمده نام مامطير در يك واقعه تاريخي مربوط به سال (250 ه.ق) هنگام قيام حسن بن زيد علوي (داعي كبير) ضد حكمران عرب طبرستان آمده است.

وجه تسميه ماميترا

بعضي از متاخران از دو كلمه (ممطير) و (مه ميترا) چنين نتيجه گرفته‌اند كه: شهر بابل امروزي شهري بود پاك و مقدس، در نزديكيهاي دريا و براي جاي داشتن (ميتراي بزرگ) يا (آتشكده‌ي ميتر)، بوميان آنرا (مه‌ميترا) يا جايگاه ميتراي بزرگ مي‌ناميدند.از سال (250 ه.ق) به بعد نام مامطير در اغلب حوادث طبرستان عنوان مي‌شود كه در قرن پنجم و ششم، مامطير رو به وسعت و آباداني مي‌رود بطوريكه در اوايل قرن هفتم به روايت ياقوت حموي از نقاط معتبر طبرستان به شمار مي‌آيد.

بابل در دوران سيد قوام‌الدين مرعشي

در سال (750 ه.ق) كياييان جلالي _ با قتل فخرالدوله حسن در 750 ه.ق سلسله باونديان سوم پايان يافت. كيافخرالدين در ساري حاكم شد و از اين پس اين دودمان با عنوان جلاليان بر مازندران مستولي شدند‌ ـ مامطير را نيز متصرف شدند و مدت 13 سال (تا 763 در آنجا حكومت كردند. در سال 763 سادات مرعشي سرپرستي ميربزرگ در آمل قيام كردند و آنجا را متصرف شده و خود را آماده حمله و تصرف مامطير و ساري مي‌نمودند ، كيائيان جلالي بالاخره شكست خوردند و مامطير را از دست دادند.

سيد‌قوام‌الدين مرعشي پس از شكست دادن كيائيان جلالي با فرزندان خود در آنجا استقرار يافتند و چندي نگذشت كه مامطير به سبب رونق بازارهاي هفته و موقعيت شهر در نيمه راه ميان ساري و آمل و از سوي ديگر نزديكي دريا به احتمال از قرن هشتم به «بارفروش‌ده» تغيير نام يافت.سيدقوام‌الدين مرعشي پس از استقرار در بارفروشده به ترويج امور ديني پرداخت و اهالي آن ديار نيز با او به بيعت نمودند.تا اينكه : در محرم سنه هفتصد و هشتاد و يك ‍(حضرت سيدهدايت قباب) را مرض طاري گشت. و روز به روز صورت تضاعف مي‌پذيرفت. و سيد را مقام و مسكن بارفروش‌ده بوده است چون وصيت تمام شد؛ دعوت حق را لبيك اجابت فرمود چون مطابق وصيت خواستند او را در حجره خودش دفن كنند (سيدرضي‌الدين) مانع گشت، از آنجا نقل كرده به آمل آوردند، و دفن كردند.بعد از فوت سيدقوام‌الدين مرعشي، سيد غياث‌الدين در بارفروش‌ده اقامت نمود. و در احوال وي مي‌خوانيم : چون سيدغياث‌الدين به بارفروشده درآمد و مدتي برآمد، با جد خود آنجه وظيفه خدمت داشته بود به تقديم نمي‌رسانيد، تا به حدي كه درويشان جهت سيد خواستند كه زراعت برنج بكنند، راضي نشد. و تخم برنج كه افشانده بودند خود رفت و ويران كرد.

بابل در زمان تيموريان

جوزفا باربارو درباره اوضاع مازندران و بارفروش‌ده در زمان تيموريان مي‌آورد : مردم مازندران جنگجوترين مردم ايران بشمار مي‌رفتند و تا مدتي نسبتا مديد در برابر نيروي تيمور پايداري كردند شهرهاي عمده آن عبارتست از ساري مركز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزي _كه بيش از يكصد هزار تن جمعيت دارد و بارفروشده به عنون يك مركز تجاري در زمان حكومت شاه عباس اول صفوي كه مادرش از مرعشيان تبرستان بود، توسعه يافت.

غلامحسين افضل الملك كه در سال نهم جمادي الاخر هزار و سيصد و بيست و دو از بارفروش ديدن مي‌كند، درباره ‌ي بناي اين شهر مي‌آورد : سابقا اينجا ده بوده و در جزء جمع دفتري (بارفروش‌ده) نام اينجا بوده است. در عهد خاقان مغفور فتحعلي شاه قاجار آنجا را بناي شهر گذاشته‌اند و معابر صحيحه در آن قرار داده‌اند. تقريبا نود سال است كه اينجا را ساخته‌اند.آنچه از منابع متعدد برمي‌آيد نام بارفروش‌ده تا اواخر دوران صفويه به اين منطقه اطلاق مي‌گشت.

بابل درزمان زنديه

در زمان زنديه و هنگام نقل فعاليتهاي آقا محمد حسن خان آغامحمدخان قاجار ذكر بارفروش بسيار به ميان مي‌آيد و جالب توجه آنكه كلمه‌ي ده از آخر آن برداشته شده است. گ. ملگونف، سياح معروف كه در سالهاي 1858 و 1860 ميلادي از سواحل درياي خزر ديدن مي‌كند مي‌آورد : بابل پيش از انقلا 1917 م. روسيه، يكي از مراكز بازرگاني مهم شمال كشور و محل واردات امتعه‌ي خارجي و همچنين مركز خريد محصولات طبيعي و مصنوعي قراي و قصبه‌هاي عمده‌ي مازندران محسوب مي‌گرديد و به همين لحاظ بارفروش ناميده شده بود. بعضي محققان را اعتقاد بر آنست كه : از سده‌ي هشتم ه.ق يعني از حكومت ميرقوام‌الدين مرعشي، بارفروش ديه و از سده‌ي سيزدهم يعني از زمان پادشاهي فتحعلي شاه قاجار بارفروش خوانده شده است.

حوادث سياسي اواخر عهد زنديه نقطه عطفي در تاريخ بارفروش محسوب مي‌شود. از سال 1165 ه.ق كه محمدحسن‌خان شكست سختي به سپاه كريم‌خان زند وارد آورد آهنگ مازندران كرد، از آن سال سرتاسر مازندران تحت سيطره‌ي محمدحسن‌خان درآمد. محمدحسن‌خان تا سال 1172 ه. ق بر مازندران حكمراني كرد. اما در پانزدهم جمادي‌الثاني 1172 ه.ق جنگي بين وي و شيخعلي خان زند درگرفت با حمله شيخعلي خان محمدحسن‌خان عقب‌نشيني را ترجيح داد و از راه شاه عباسي به سوي استرآباد فرار كرد اما سبزعلي كرد و محمدعلي آقا جاردولو ـ يا به قولي رستم بيگ كرد مدانلو ـ سر وي را برديدند و براي كريم‌خان به تهران فرستادند. از آن زمان به بعد بارفروش مورد توجه زنديان قرار گرفت تا وقتي كه زنديه آن ايالت را فتح و پايتخت را به بارفروش منتقل كردند. موقعي كه در سال 1771 مسيحي سياح معروف گملن از اين حدود مازندران عبور مي‌كرد ذكر مي كند: پايتخت چنان كه گفته شده به باروفروش انتقال يافته بود.

پس از بازگشت علي محمدخان زند در سال 1190 ه.ق به شيراز حسينقلي خان مجددا پرچم خودسري برافراشت و صبحگاهي بطور پنهاني با سرعت هرچه تمامتر خود را به بارفروش مقر مهدي‌خان دادو رساند. حمله غافلگيرانه حسينقلي‌خان به بارفروش، مقر حكومت مهدي‌خان دادو» و برچيدن بساط حكومت وي، عصبانيت كريم‌خان را سبب شد، پس زكي خان را در سال 1190 ه. ق روانه مازندران كرد.

بابل در زمان قاجاريه

مرگ كريمخان زند در سال 1193 ه.ق فرصتي پيش آورد تا آقامحمدخان پسر بزرگ محمدحسن خان كه شانزده سال به عنوان گروگان نزد وي به سر مي‌برد بتواند فرار كند آقا محمدخان در 28 ذيقعده 1294 در بارفروش به انتظام امور پرداخت. اما رضاقليخان قاجار به همدستي لاريجانيها در ذيحجه 1195 ه.ق به بارفروش آمده و مقر آغامحمدخان قاجار را محاصره كردند. و آغامحمدخان را به اسارت درآوردند. ولي دوستداران آغامحمدخان در بندپي به بهانه مراقبت سخت‌تر از او، وي را به بندپي بردند. از سويي مرتضي قليخان و مهديقليخان قاجار و مصطفي‌قليخان قاجار پس از شنيدن خبر محاصره‌ي برادر بزرگ خود را به بارفروش رساندند و رضاقليخان را برآن داشتند كه خان ابدال خان را به جنگ ايشان بفرستد، اما شكست خورده و اسير شد. دوستان آقا محمدخان پس از اين ماجرا وي را با دويست تفنگچي به بارفروش بردند. آقامحمدخان تا صفر سال 1197 از دست برادران كه عليه او دست به آشوب زده بودند آسوده شد و به استرآباد و پس از مدتي توقف در آنجا در 23 ربيع‌الاول 1197 ه.ق به ساري بازگشت.همين كه آغا محمدخان قاجار اساس حكومتش را در مازندران استحكام بخشيد باز مركز را بساري انتقال داد. گرچه تا اواخر دوره‌ي قاجاريه ساري حاكم نشين مازندران بود اما به سبب وجود ادارات ماليه، اوقاف، تطميه، كارگزاري، فواعِد عامه و دربارفروش، اين شهر اهميت بسزايي در امور مازندران داشت.

در سال 1214 ه.ق فتحعلي شاه بعد از كشمكش با مدعيان قدرت، پسر يازده ساله خود محمدقلي ميرزا را به حكومت مازندران منصوب كرد. در اين زمان سپاهيان مازندراني كه به پيشنهاد قائم مقام جانباز خواندند در جنگ اول ايران و روس كه در 1218 ه.ق/ 1812 م درگرفت شركت داشتند.

پادشاهي محمدشاه،‌فظعلي‌خان قراباغي 1251- 1252 ه.ق به حكومت مازندران گمارده شد. از كتيبه‌اي در مسجد جامع بارفروش دانسته مي‌شود كه فظعلي خان به دستور محمدشاه، در سال 1251 ه.ق ماليات نانواها را ملغي كرده بود.

بابل و فرقه بابيه

از وقايع مهم بارفروش در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه (1264-1313) واقعه قلعه‌ي شيخ طبرسي و فتنه بابي‌ها مي‌باشد. پيروان سيدباب در هر ولايتي بنياد ظهور و خروج نهادند و قصور خلافت و بروج نيابت خود را بزور بر كيوان عروج دادند. از شاهرود روي ببارفروش نهادند ـ در آن زمان مازندران حاكم نداشت و تنها شهر مازندران كه وابستگي قومي و طايفه‌اي در آن ديده نمي‌شد بارفروش بود و ملامحمدعلي قدوس خود اهل بارفروش بوده است ـ و در خارج شهر و حوالي بحر ارم كه معروف است بسبزميدان رحل اقامت فروگرفتند.

سخنان آنطايفه را بجناب سعيدالعما بردند و بديشان پاسخهاي سخت آوردند و اين طايفه به طريقه ارباب خروج با اسلحه در شهر و بازار آمد و شد گرفتند جناب سعيد العلما و علماي مازندران اجتماع اين طايفه غريبه را در آنولايت صلاح ندانستند و برخروج امر كردند. نقار و غبار در ميانه پديد آمد سخنان نرم بدرشت كشيد و ضرب زبان بزخم مشت انجاميد عباسقلي‌خان سرتيپ لاريجاني بنامه سعيدالعما از اين كارآگاه گشته تا ايشانرا از بارفروش بار بر خر نهاده دجال‌وار روانه ديار بوار نمايد كار بنزاع و دفاع انجاميد دوازده كس از بابيه مقتول شدند و چند تن از اينان زخمدار گشتند ملاحسين ـ بشرويه‌اي ـ و حاجي محمد علي مازندراني كه روساي آن گروه بودند مستدعي شدند كه بجانب عراق روند سردار لاريجاني مضايقتي نكرد و برايشان سخت نگرفت از علي‌آباد ـ قائمشهر كنوني ـ بگذرانيده بعراق روانه سازد و ايشان كوچ دادند و روي براه نهادند چون بعلي‌آباد رسيدند خسرونامي قادي كلائي از قواي علي‌آباد بطمع اموال ايشان افتاده با جمعيتي دنبال آن كاروان گرفت و به اسم همراهي و محافظت رشوتي خواست آنان نيز مضايقه نكردند ولي طمع خسروگدا. طبع از كرم و درم آنان افزوده بود. ايشانرا از گذشتن منع كرد و بدان اموال امر نمود و دو تن از همراهان ملاحسين كشته شدند و قريب به غروب بمقبره‌ي شيخ طبرسي رسيدند متحير ماندند از خسرو بيك و همراهان او نيز سخت خايف و مضطر شدند و خسرو اسب سواري ملاحسين را گرفتن خواست و در شمشير او نيز طمع كرد ملاحسين بشرويه ـ بشرويه‌اي ـ تيغي بر خسرو راند كه بخون غلطيد و جمعي از موافقانش را نيز بكشت و معدودي فرار كردند.

ملاحسين كه ديد كار به اينجا كشيده شد از رفتن به عراق پشيمان شد و در محوطه مقبره مرقد شيخ طبرسي متحسن شد. بشروئي وقتي بآنجا آمد؛ وضعيت آن محل را چنين مناسب ديد كه آنجا را مركز جنگ هولناك خود قرار دهد. پس شروع بساختن پناهگاه و كمينگاهها و بلند ساختن برج‌ها و ديوارها كرد چون از ساختن قلعه و استحكامات فارغ شد شروع به جمع آوري اسلحه كردند، تكميل مهمات، تمرين بابيان به طرز استعمال اسلحه‌ي آتشي و شمشير زدن و تهيه مهمات و ذخاير جنگي كرد پس پيروانش را به چند دسته تقسيم نمود و آنها را به دهات و شهرهاي اطراف فرستاد تا بقدر كفايت يكماه يا زيادتر گوسفند و خواربار و علوفه حيوانات خريداري نمايند وگرنه با غارت و چپاول تهيه سازند. آنها اين عمليات را در زمان كمي انجام دادند. آنگاه نواب و دعات خويش را باطراف فرستاد تا مردم را بسوي باب دعوت كنند.

چون خبر جماعت بابيه در شيخ طبرسي و دراز دستي ايشان در نهب و غارت اطراف مازندران گوشزد شاهنشان ايران ـ ناصرالدين شاه ـ گشت، فرمان داد كه بزرگان مازندران لشكر آماده كرده بر ايشان بتازند و جهان را از وجود آن جماعت بپردازند اول آقا عبدالله برادر حاجي مصطفي‌خان هزار جريبي دويست نفر از مردم هزار جريب را منتخب ساخته با تفنگچي سورتي به ساري آمد و در آن جا ميرزا آقا نيز از افاغنه‌ي ساكن ساري و سوادكوه و ترك جمعيتي فراهم كرده به اتفاق تا علي‌آباد رفتند و از مردم علي‌آباد جماعتي نيز امداد ايشان كردند. جماعت بابيه بر آقاعبدالله بتاختند و مبارزتي سخت دست داده در آن نزاع سي نفر از تفنگچيان آقا عبدالله مقتول گشتند و باقي منهزم شدند ملاحسين بي‌ترس و بيم خود را به آقا عبدالله رسانيده و او را با تيغ دو نيمه كرد اول بار تفنگچيان را طعمه‌ي شمشير ساختند. پس به كار اهل قريه پرداختند و اناثأ و ذكورأ و صغارأ و كبارأ تمامي را با شمشير و خنجر پاره پاره كردند. پس از آن آتش بدان قريه زدند و اموال و اثقال ايشان را غارت كردند چون خبر قتل آقا عبدالله و غارت افرا معرض شاهنشاه افتاد، شاهزاده مهديقلي‌ميرزا را به قلع آنها مامور ساخت ملاحسين و حاجي محمدعلي از حالت آن لشگر آگهي يافتند بابيه‌ي از جان گذشته به عزم شبيخون طريق واسكس پيش گرفتند آتش در آن سراي انداخته تمامت آن عمارت با بهاربندي كه يك طرف آن بود و عمارت حسينيه كه در جنب آن بوده با جماعتي كه در آن جاها مسكن داشتند، يكسره بسوختند و بعضي را هم كشتند و جسد ايشان را در آتش افكندند و جماعتي از تفنگچيان اشرف، در كنار لشگرگاه سنگري ساخته بودند گلوله بر سينه‌ي ملاحسين آمده پس جسد او را در زير ديوار مرقد شيخ طبرسي، با جامه و شمشير به خاك سپردند چون مدت محاصره‌ي قلعه شيخ طبرسي وجلادت جماعت بابيه به چهار ماه كشيد، شاهنشاه به اهل مازندران خشم فرموده، سليمان خان افشار را فرمان داد تا با لشكر ي خونخوار به جانب مازندران روان شود پس از اين واقعه، ديگر در قلعه‌ي شيخ طبرسي برگ درخت و علف زمين و استخوان و چرم تمام شد و راه فرار مسدود گشت، ناچار جماعت بابيه زنهار طلبيدند سعيدالعلما و ديگر اهالي بر قتل حاجي محمدعلي و بزرگان بابيه فتوي دادند و گفتند بازگشت ايشان در شريعت مقبول نباشد و تمام را در سبزه ميدان بارفروش مقتول ساختند. در اين فتنه از جماعت بابيه هزار و پانصد نفر به معرض تلف درآدمدند.

بين سالهاي (1267- 1271 ه.ق) دو كارخانه شكر و قند در شهرهاي ساري و بارفروش به سعي مصطفي‌قلي‌ميرزا حاكم مازندران و ابتكارات صدراعظم معروف آن دوره ـ ميرزاتقي‌خان اميركبيرـ بنا شد و به اهميت تجاري و بازرگاني شهرهاي ساري و بارفروش افروده شد و بر اثر تجارت و بازرگاني فوق‌العاده بارفروش دولت روسيه بر اثر نفوذي كه پس از عهدنامه تركمانچاي در ايران به دست آورده بود. يك نفر نماينده تجاري به نام آگنط ـ آگنت ـ در بارفروش داشت.

در بيستم ربيع الاول 1273 هجري قمري ميرزا اسداله وزير براي سركشي كارخانه شكرريزي دولتي به بارفروش آمد و در آنجا خبر فتح هرات توسط سپاهيان ايراني به او رسيد به همين مناسبت به دستور او و به اهتمام حاكم بارفروش ـ ميرزا شفيع ـ شهر را چراغاني كردند و خود وي در مسجد جامع بارفروش حاضر شده و مژده اين پيروزي را به مردم داد. ميرزا شفيع به پاس كوششهايي كه در اين باره انجام داد از طرف حاكم مازندران به يك «طاقه شال ترمه» مفتخر گرديد.

مسعود ميرزا ظل‌السلطان، كه روزگاري والي مازندران بود در سال 1278 ه.ق درباره‌ي بارفروش مي‌آورد: شهر دوم مازندران بارفروش است. اين اسمي است با مسمي در اينجا رد و بدل و خريد و فروش مي‌شود. در اين شهر، از داغستاني و لزجي و اهل آذربايجان و عراقي و ارمني و تركمان و غيره و غيره، همه گروهي هستند، يك كمپاني روس هم هست براي ترويج تجارت و تربيت مردم تازه.

در سال 1292 ه.ق به دستور ناصرالدين شاه را ه مستحكم بارفروش و ساري و راه كالسكه رو با پلهاي مستحكم بين آمل و بارفروش ساخته شد. و عليرضاخان عضدالملك در مدت حكمراني خود در زمان غلامعلي‌خان نظام السلطان نوري 1326 ه.ق حاكم مازندران، براي تشكيل انجمن ولايتي، از مجلس شوراي ملي كه به وي تلگراف شد.

بارفروش به عنوان مركز مازندران

 

در سفرنامه تحف بخارا در اين باره آمده: حكومت به اهالي ساري و بارفروش حكم مجلس شورا را ابلاغ نمود. اهالي ساري به واسطه‌ي نفاق و بي‌اطلاعي خود غفلت كردند، والي اهالي بارفروش، چون نسبت به اهالي ساري اندك جهان ديده ـ ترـ و باهوش‌ و صاحب ثروت و عده‌ي ‌نفوسشان هم زياد بود، فورأ انجمن نظارت تشكيل داده، به تصويب حكومت، شش وكيل جهت انجمن ولايتي و دو مبعوث، جهت پارلمان طهران انتخاب كرده، وكلاي طهران را روانه نمودند. انجمن ولايتي ايشان هم مفتوح شد. اهالي ساري بعد از شنيدن اين خبر هشيار شده،‌مدعي شدند كه مركز حكومت نشين ساري است، ساير شهرهاي مازندران بايد تابع ساري باشند. بارفروش ابدأ حق وكيل فرستادن به طهران را ندارد، با وكيل خود را به ساري فرستاده، در بارفروش انجمن بلدي بگشايند. انجمن ولايتي در ساري كه مركز است بايد منعقد باشد. بعد از قيل و قال كشال، اهالي ساري هم در منزل شيخ علي اكبرنام، يكي از ملاي پيش نماز، به معيت شيخ غلامعلي پيش نماز انجمني تشكيل داده،‌بدون تعيين نظار و وكلاي سته‌ي ‌ولايتي، دو نفر مبعوث به اكثريت آرا انتخاب كرده، به طهران روانه نمودند. ولي وكيلهاي ساري را در پالمان قبول نكرده وكلاي بارفروش، پذيرفته شدند و تيلگرافي هم از مجلس شوراي ملي به نظام السلطان، حكومت ـ حاكم ـ مازندران، رسيد كه انجمن ولايتي به واسطه‌ي اهميت داشتنش بايد در بارفروش منعقد بوده، انجمن ساري بلدي باشد. بارفروش هم اگرچه انجمن رسمي داشتند، ولي ترتيب درستي نداشته، تمام اختيارات در دست علامه ـ ملامحمد جان علامه ـ نام ملاي پيش نمازي بود.

بابل در زمان مشروطيت

مخبر انجمن ـ آقا حسن بادكوبه‌اي ـ بود كه يادداشت‌هاي مهم روز را براي روزنامه «حبل‌المتين» مي‌فرستاد. اعضاي انجمن به دستور تلگرافي مجلس شوراي ملي، آقايان مفتخرالممالك ـ شهريارپوري ـ و حاج ابراهيم ماهوت فروش را به سمت نمايندگي انتخاب و به تهران فرستادند. مخالفان براي كشتن علامه و معين التجار پافشاري مي‌كردند.ـ و ـ آنان هم مجبور شدند خود را مخفي كنند. حسين لطيفي،‌حاجي كسروي و شعبان كوچك سرايي و چند نفر ديگر مامور قتل علامه بودند. منزل علامه در محله آستانه در كوچه بن‌بستي بود، چند نفر هم مسلح، حفاظت از آنرا به عهده داشتند. در يكي از شبها آنها حمله كردند، نگهبانان منزل متواري و ترورسيتها از پشت بام وارد خانه مي‌شوند. در خانه بين محافظين جان علامه و تروريستها تيراندازي مي‌شود، همسر مرحوم علامه از اين موقعيت استفاده و نردباني آماده مي‌كند كه علامه از گذرگاه ويژه‌اي به خانه يكي از همسايگان برود، همينكه علامه به آخرين پله نردبان مي‌رسد،‌پايه نردبان مي‌لغزد و علامه به زمين مي‌افتد و دچار شكستگي فك و سر و بالاخره خونريزي مغزي مي‌شود و به فاصله يكي دو روز بعد در مي‌گذرد. در تشيع جنازه‌اش جز چند نفر از مشروطة خواهان كسي شركت نمي‌كند.

بعد از اين كه كار مشروطه خواهان در تهران تا حدودي ضعيف شد و شاه بر ملت غلبه نمود،‌از مازندران به كلي اسم مشروطه برداشته شد. و در بارفروش هم «ملامحمدجان علامه» و معين التجار مشروطه‌خواه به سال 1288 ش/ 1330 ه.ق با توطئه مستبدين محلي به اسامي حاجي كسروي و حسين لطيفي و عليقلي گوميج و حسين نامي كشته شدند. در همين سال «خبر رسيد كه چند نفر از مجاهدين قفقازي به رياست «پانوف» ـ پانف ـ نام بلغاري، از دريا با كشتي بخاري به بندر مشهدسر ـ بابلسر امروزي ـ سربرآمده،‌گمروك خانه و تيلگرافخانه را ضبط كرده، در گمروك خانه هرچه نقده بود گرفته، از طرف خودشان در گمروك آدم گذاشته‌ي ‌بارفروش مي‌آيند. پسر اسماعيل خان سوادگوهر با چند سوار جلوتر رفته در بارفروش در كاروان سرايي منزل داشت. مجاهدين رفته خواستند او را بكشند ، ممكن نشده، آنها خبر شده، سر دروازه‌ي كاروان سرا را سنگر كرده دعوا و تيراندازي كردند. بعد از صرف تير و تفنگ زياد، پانوف زخمي شده برگشته به منزل شاه‌زاده اعظام السلطنه ـ و بعد با كمك مشروطه خواهان محلي به بندر گز روانه شدند، ورود آزادي خواهان به سركردگي پانف از بندرگز به گرگان مورد استقبال مردم به رهبري شيخ محمدحسين روحاني مشروطه‌خواه قرار گرفت. در همان سال مردم بارفروش عليه يهوديان اين شهر شوريدند و چهارده تن از يهوديان را كشتند.

وجه تسميه بابل

بارفروش همواره بعنوان يكي از شهرهاي مهم، صحنه‌ي زد و خوردهاي سياسي و تاريخي بوده است.

در سال 1904 اعلاميه‌اي خطاب به نمايندگان خارجي در روز اول آذر سال 1310 هجري شمسي نام بارفروش همراه با احداث ساختمانهاي جديد دولتي از قبيل اداره پست (1315)، در كنار سبز ميدان و ساختمان شهرداري (1314) به شهر بابل تغيير نام يافت. نام بابل از نام رودخانه (باوُل) گرفته شد، كه در ضلع غربي شهر جريان دارد.

 

بابل در زمان اشغال ايران توسط متفقين

در شهريور 1320- قواي شوروي و انگلستان و بدنبال آن ارتش امريكا از شمال و جنوب وارد ايران شد. در نتيجه دستگاه پادشاهي رضاخان فرو ريخت. مازندران مانند ساير استانهاي شمالي ايران به وسيله قواي شوروي اشغال شد ـ شهر بابل كه مركز اداري و قضايي مازندران غربي بود بتصرف سربازان روسي در آمد،‌ قصر شاه، باغ وزير جنگ، ـ يا باغ شاهنشاهي ـ از سه راه فرهنگ تا چهار راه فرهنگ و از سبزه ميدان تا اول مخابرات و خيابان مدرس فعلي باغهاي داداشپوري و اسدالله خاني و ساير ساختمانهاي مهم شهر و اطراف آن بوسيله قواي شوروي اشغال و پايگاه نظامي شد. در آنزمان قويترين سازمان سياسي ايران، حزب توده بود كه اين حزب در پيروي سياست شوروي تلاش ميكرد و شهرستان بابل از مراكز مهم حزب توده بوده است كه وضعيت و سياست فعال و تشكيلات وسيع و جا افتاده‌اي را در برداشت و مبارزه عليه حزب مزبور در شهر بابل و دهستانهاي كوهستاني اطراف آن بويژه در دامنه‌ي كوههاي بندپي وضع تدافعي بخود گرفته بود. در هشتم شهريور 1324 مصادف با بيست و يكم ماه رمضان وقايع زد و خورد حزب توده با جمعيتهاي مخالف در شهر بابل كه در پناه سربازان روسي انجام شده و عده‌اي از محترمين و مجاهدين بابل بازداشت شدند. ولي بتدريج ملي شدن نفت در سراسر ايران در سرلوحه كارهاي سياسي كشور قرار گرفت. در 28 تيرماه 1329 لايحه قرار داد الحاقي نفت گس- گلشاييان از سوي دولت ساعد به مجلس داده شد در استانهاي كشور از جمله در مازندران و شهرهاي آن بويژه در شهر بابل روحانيوني به جمعيت ايراني هواداران صلح پيوستند و اعلاميه‌ها و بيانيه‌هايي را امضا و منتشر كردند.

بابل شناسی

این شهر تقریبا در ۴۵ کیلومتری شمال غربی ساری و ۲۳۰ کیلومتری شمال شرقی تهران واقع شده است.بابل حدود ۲ متر از سطح دریاهای آزاد پایین تر است.جمعیت آن در سرشماری سال ۸۵ برابر با ۲۰۱٬۳۳۵ نفر بوده‌است.

بلایا

بابل از سال ۱۱۹۸ دچار بلاهای سختی همچون؛ وبا٬طاعون٬طغیان آب و زلزله شد.این بلاهای سخت باعث شد که بسیاری از ساکنین این شهر جان خود را از دست بدهند.همچنین شهر را به آسیب های فراروانی دچار کرد.اما به تدریج پس از گذشت حدود یک دهه با تلاش مردم شهر بابل دوباره آباد شد و مانند قبل رونق فراوان گرفت.

ارتباط با دریا

شهر بابل می تواند از راه های مختلف با دریا ارتباط داشته باشد.یکی از این راه ها جاده ی بابل به بابلسر است که از شمال شهر بابل آغاز می شود و تا جاده ی ساحلی بابلسر ادامه دارد.دیگری جاده ی بابل به بهنمیر است که پس از گذشتن از بهنمیر توسط محله میرود به دریا متصل می شود و راه دیگر جاده ی زرگرمحله به جاده ی ساحلی ای است که میان بابلسر و فریدونکنار قرار دارد.این جاده از شهر زرگرمحله شروع می شود و تا جاده ساحلی دریای مازندران ادامه دارد.

جدا شدن بابلسر

در حدود چند سال پیش بابلسر جزٔ بخش شمالی شهرستان بابل بوده است و شهر های بهنمیر و بابلسر در حومه ی شهر بابل قرار داشتند اما بنا بر تصمیمات حکومتی در سال ۱۳۶۸ از این شهرستان جدا شدند و شهرستان بابلسر را تشکیل دادند.

جغرافیا

شهر بابل در ۱۳ کیلومتری جنوب دریای مازندران قرار دارد و رشته کوه البرز نیز حدوداً در ۱۰ کیلومتری جنوب بابل قرار دارد و بابلرود نیز از غرب این شهر می گذرد.این شهرستان از شمال به شهرستان بابلسر و فریدونکنار٬از غرب به شهرستان آمل و از شرق به شهرستان قائمشهر و شهرستان سوادکوه محدود است.

آب و هوا

 

آب و هوای شهر بابل به دلیل قرار گرفتن میان کوه و دریا آب و هوای معتدل و مرطوب دارد و شهر های جنوبی شهرستان بابل به دلیل دارا بودن پوشش کوهستانی و ارتفاع زیاد آب و هوای سرد و کوهستانی دارد.

جمعیت

پس از سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شهر بابل ۲۰۱٫۳۳۵ نفر اعلام شده است.بابل پس از ساری٬دومین شهر پر جمعیت استان مازندران است.جمعیت شهرستان بابل نیز ۴۶۴٫۵۳۸ اعلام شده است.

تاریخ

دوران معاصر

    در روز یکم آذر سال ۱۳۱۰ هجری خورشیدی نام بارفروش همراه با ساخت ساختمانهای تازه دولتی همچون اداره پست (۱۳۱۵)، در کنار سبز میدان و ساختمانهای شهرداری و شهربانی(۱۳۱۴) به شهر بابل تغییر نام یافت. نام بابل از نام رودخانه باوُل گرفته شد، که در بر غربی شهر روان است و اکنون به رود بابل معروف است.البته امروزه با توجه به ساخت و سازهای فراوان و گسترش فضای شهر این رودخانه تقریباً در قسمت‌های مرکزی شهر قرار گرفته‌است.

جنگلهای طبیعی شهرستان بابل ۴۹۹۳۶ هکتار بوده و رودخانه بابلرود از رودهای مهم این شهر به شمار می‌رود. این شهر دارای آب و هوای معتدل و مرطوب می‌باشد.

 بابل دارای ۷ شهر تاسیس شده و ۱ شهر مصوب، ۶ بخش، ۱۳ دهستان و ۶۵۳ روستا و ۹۵ دهیاری می‌باشد.

وسعت این شهرستان ۱۵۷۸ کیلومتر مربع است

پل محمدحسن‌خان توسط محمدحسن خان قاجار با قدمتی بیش از ۲۰۰ سال و دراواخر دوره افشار بر روی رودخانه بابل ساخته شده‌است.

    در دروه صفوی دریاچه‌ای بسیار بزرگ و زیبا در جنوب شهروجود داشته که در وسط آن تپه‌ای همانند یک جزیره کوچک خودنمادی می‌کرده که بعلت سرسبزی و زیبائی باغهای اطراف این دریاچه زیبا این محل بنام (بحر ارم) نامگذاری شده‌است. این دریاچه سالها پیش خشکیده و در حال حاضر محل سکونت مردم می‌باشد که به دوقسمت بحرارم غربی و بحرارم شرقی معروف است.

    از ۲۰ نفر پایه گذاران اولیه حزب ملی ایران در سال ۱۳۲۰، ۳ نفر از اهالی شهر بابل بودند.

    بابل همچنین با پیش‌شماره تلفنی ۰۱۱۱ مرکز یکی از ۸ بخش مخابراتی ایران است.

 

فرهنگ و ادب و هنر

مطبوعات

بابل نیز به تناسب اندازه و جمعیتش مجلات محلی خاص خود را دارد که میتوان از آنها به دو نمونه بابلنامه (هفته نامه خبری) و چشمه توسعه (ماهنامه فرهنگی اقتصادی) را نام برد. همچنین بابلی های مقیم تهران نیز خبرنامه ای فرهنگی و هنری به اسم بارفروش را منتشر میکنند که البته مطالبش منحصر به بابل نیست و با هنرمندان و ادیبان استان مازندران مصاحبه میکند.

 

 

 

مکان های توریستی

دریای مازندران

بزرگترین دریاچه ی جهان که در چند کیلومتری شمال شهرستان بابل قرار دارد.مسافرین و گردشگران می توانند از ساحل دریای مازندران برای استراحت استفاده کنند.هم چنین می توان از این دریا برای تفریحاتی مانند قایقرانی٬شنا کردن و... استفاده نمود. دریاچه ها

دریاچه کامیکلا

این دریاچه ی در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل و در اطراف کوه های البرز قرار دارد.دریاچه ی کامیکلا دارای چشم انداز کوه و جنگل می باشد.

دریاچه ی آب بندان رمنت

این آب بندان در روستای رمنت از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

جنگل ها

جنگل لفور

این جنگل در جنوب شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

جنگل نارنجلو

این جنگل که حفاظت شده است در بخش بندپی غربی قرار دارد.

جنگل شیاده

این جنگل زیبا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد که به دلیل مرتفع بودن سد شیاده را می توان از بالای آن مشاهده کرد.

جنگل بابلکنار

این جنگل حفاظت شده در بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.

جنگل ویوج

این جنگل در جاده ی شیاده واقع در بخش بندپی شهرستان بابل قرار دارد.این جنگل حدود بیست هکتار می باشد.

جنگل بزچفت

این پارک جنگلی در بخش بابل کنار شهرستان بابل و در روستای بزچفت قرار دارد.

رود ها

بابلرود

این رود طویل ترین رودخانه ی شهرستان بابل است که از کوه های سوادکوه سرچشمه می گیرد و پس از گذر از غرب شهر بابل در بابلسر به دریا می ریزد.طول این رود حدوداً ۷۸ کیلومتر می باشد.مصب این رود محل خوبی برای تفریحات آبی است.عمق این رود در قسمت های مرکزی بسیار کم و در هنگام ریختن به دریا بسیار زیاد است.

آقارود

این رود کوچک که در روستای سیاه کلا محله شرقی قرار دارد پس از پیوستن به رود بابلرود به دریا می ریزد.

رودخانه سجرو

منشأ اصلی این رود کوه های بلند بخش بندپی شرقی شهرستان بابل هستند که پس از گذشتن از ییلاق ها و روستاهای بخش بندپی شرقی و شرق شهر گلوگاه به بابلرود می ریزد.

کلا رود

این رود از کوه های بخش بندپی غربی واقع در ارتفاع ۲۲۰۰ روستای فیل بند شهرستان بابل سرچشمه می گیرد.این رود حدود ۶۰ کیلومتر طول دارد و عرض آن از ۳ متر تا۳۰ متر متفاوت است.کلا رود پس از گذر از مناطق ییلاقی و جنگلی بخش بندپی غربی و روستاهای بخش مرکزی شهرستان بابل در نزدیکی پل محمدحسن خان به بابلرود می ریزد.

آبشار ها

آبشار تیرکن

این آبشار در روستای تیرکن و بخش بابلکنار شهرستان بابل قرار دارد.

هفت آبشار

این آبشار که دارای هفت آبشار کوچک متوالی می باشد در روستای درازکلا٬بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.برای رسیدن به آبشار هفتم باید مسافت بسیار زیادی را طی کرد.

آبشار کیمون

این آبشار در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

چشمه های آب گرم

چشمه آب گرم آرزو

این چشمه ی آب گرم در روستای ازرو از توابع بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد. که دارای جاذبه های توریستی فراوانی می باشد.

ییلاق ها

شیخ موسی

این ییلاق در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

فیل بند

 

این ییلاق مرتفع ترین ییلاق استان مازندران است که در بخش بند پی غربی شهرستان بابل قرار دارد.در این ییلاق یک تپه ی بلند قرار دارد که از بالای آن می توان شهر های شهرهایی مانند ساری٬نوشهر٬قائمشهر و شهر های اطراف را دید.

شالینگچال

این ییلاق که از سردترین ییلاق های مازندران است در بخش بندپی شرقی قرار دارد.

ورزنه

این ییلاق در منتهااليه مرز جغرافيايي بابل واقع شده كه براي رسيدن به اين روستاي كوهستاني زيبا و بكر بايد از مسير سخت و دشوار با پيچ هاي خطرناك عبور كرد.اين روستا توسط كوههاي اطراف آن احاطه شده و داراي آب بسيار گوارا و سرد مي باشد كه مورد توجه بسيار بازديد كنندگان قرار گرفته است.اگرچه اين روستا نيز مانند بسياري از روستاهاي كوهستاني مازندران در اثر زلزله سال 1318 بكلي تخريب شد ولي دوباره آباد گرديد.ورزنه در سال 1379 به كارفرمايي شركت مخابرات استان مازندران (مديرعامل خسروي) واجراي سيدحسن حسيني اصل، داراي يك مركز مخابراتي راديويي گرديد.ساخت اين مركز مخابراتي در حالي انجام گرديد كه اين روستا از يك مسير امن برخوردار نبود.روستاي ورزنه از سمت غرب به روستاهاي اندوار و نشل آمل، از سمت جنوب بعد از طي مسافت بسيار دشوار به شيخ موسي مي رسد.

سد ها

سد البرز

این سد بزرگترین سد خاکی ایران است که بین شهرستان بابل و سوادکوه قرار دارد.از آب این سد برای کارهای کشاورزی و هم چنین برای تأمین آب شهر های اطراف استفاده می شود.

سد شیاده

این سد در بخش بندپی غربی شهرستان بابل در کنار روستای شیاده قرار دارد.

سد سنبل رود

این سد در ۵ کیلومتری جاده بابل کنار به شیرگاه قرار دارد.

اماکن مذهبی

بقعه امامزاده قاسم

این آرامگاه که معروف به آستانه می باشد٬ در مرکز شهر بابل واقع شده است.

بقعه امامزاده عبدالله(ع)

این بقعه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در روستای چمازکلا واقع شده است.

بقعه سلطان محمدطاهر

این بقعه در روستای سلطان محمد طاهر واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

آرامگاه درویش فخرالدین

این آرامگاه در روستای موزیرج شهرستان بابل قرار دارد.

مسجد جامع

این مسجد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

مقبره امامزاده علی

این مقبره در روستای درازکلا٬بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.

آرامگاه درویش یوسف

این آرامگاه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل واقع شده است.

تکیه پیرعلم

این تکیه در بخش مرکزی شهرستان بابل و در شهر بابل واقع شده است.

تکیه روستای مقریکلا

 

این تکیه در بخش بندپی غربی شهرستان بابل قرار دارد. تکیه حصیرفروشان

امامزاده محمد مشهد سرا

آرامگاه این امامزاده در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.

اماکن تاریخی

کاخ شاپور

کاخ شاپور از آثار دوره ی پهلوی در شهرستان بابل می باشد و در بخش مرکزی شهرستان بابل و در جنوب شهر بابل قرار دارد.این کاخ در جزیره ی کوچکی ساخته شد که دریاچه ی بحر ارم در اطرافش بود و به دلیل وجود چنین جزیره در شهر بابل کاخی به دستور رضاشاه در آن بنا شد.این کاخ از استراحتگاه های رضاشاه در آن زمان بود.

برج دید بانی کاخ بابل

این برج در دوره ی پهلوی در کاخ بابل ساخته شد.

پل محمدحسن خان

این پل در دوره ی زندیه در سال ۱۳۴۶ توسط محمدحسن خان قاجار بر روی بابلرود بنا شد.درازای این پل ۱۴۰ متر و پهنای آن ۶ متر است.ملات این پل سفیده ی تخم مرغ است.

موزه بابل

این موزه که در قدیم ساختمان شهرداری بوده٬تنها موزه مردم شناسی استان مازندران می باشد.در این موزه بسیاری از وسایل چوبی قدیمی٬وسایل کشاورزی اقوام مختلف٬کوزه های سفالی و حتی مجسمه های قدیمی را می توان در این موزه مشاهده کرد.

ساختمان شهربانی

این ساختمان در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد که یک بنای بسیار قدیمی است و به ساختمان شهرداری تبدیل شده است.

تپه عیسی کتی

 

این تپه که مربوط به دوران تاریخی پیش از اسلام می باشد در میربازار بابل بنا شد.

ساختمان پست

این ساختمان به دستور هادی روحانی (امام جمعه سابق بابل) در سال ۱۳۷۷ تخریب شد.

مجموعه بناهای نجفی

این بنای تاریخی مربوط به دوره ی پهلوی اول در شهرستان بابل می باشد و در روستای نقیب کلا ثلاث از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل واقع شده است.

بازار ماهی فروشها

این بازار قدیمی در بخش مرکی شهرستان بابل واقع شده است.

آرامگاه زین العابدین

این آرامگاه از بناهای دوره ی قاجار در بخش مرکزی شهرستان بابل می باشد.

بنای طاهر مطهر

این بنا مربوط به دوری قاجاریه میباشد که در بخش لاله آباد شهرستان بابل واقع شده است.

آرامگاه درویش علم بازی

این مقبره در بخش مرکزی شهرستان بابل و پشت آرامگاه معتمدی بابل قرار دارد.

تپه بنگر کلا

این تپه در روستای بنگر کلا٬بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.

پارک پردیس بابل

این پارک قدیمی در روستای متی کلا شهرستان بابل قرار دارد.

تپه قلعه کتی احمد کلا

این قلعه در روستای احمد کلا در بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه کوتر دین

تپه ی کوتر دین مربوط به دوران پیش از اسلام در شهرستان بابل است.این تپه ی تاریخی در روستای کوتر دین شهرستان بابل قرار دارد و از آثار ملی ایران می باشد.

سردر دانشگاه علوم پزشکی

این بنا در دوره ی پهلوی در بخش مرکزی شهرستان بابل ساخته شد.

 

مجموعه ابوالحسن کلا

این مجموعه در روستای ابوالحسن کلا٬بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه کپور چال

این تپه در روستای کپورچال واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

مقبره حاج شیخ موسی

این آرامگاه در ییلاق شیخ موسی در بخش بند پی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه پایین دین کتی رمنت

این تپه که مربوط به دوران پس از اسلام میباشد در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

حمام قدیم میرزا یوسف

این حمام در دوره صفوی در شهرستان بابل ساخته شده است.

آرامگاه سیدکبیر

این آرامگاه که در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد از بناهای دوره ی قاجار در این شهرستان می باشد.این آرامگاه از آثار ملی ایران است.

سقاخانه شیاده

این سقاخانه که از بناهای تاریخی شهرستان بابل است در روستای شیاده و در بخش بندپی غربی قرار دارد.

بنای هفت

این بنا در زمان قاجار در شهر بابل ساخته شد.

آرامگاه ملا محمد شهرآشوب

این بنا که در دوره ی قاجار در شهرستان بابل ساخته شده است٬در روستای بنگرکلا در بخش گتاب شهرستان بابل قرار دارد.

تکیه کبریا کلا

این تکیه که در دوره ی قاجار در شهرستان بابل ساخته شد٬ در روستای کبریا کلا واقع در بخش بابل کنار شهرستان بابل قرار دارد.

حمام نمودار کلا

این حمام که در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد از آثار دوره ی قاجار در شهرستان بابل است و توسط سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.

تکیه معلم کلا

این تکیه از بنا های دوره ی قاجار در بابل می باشد که در روستای معلم کلا واقع در بخش بندپی غربی شهرستان بابل قرار دارد.

امامزاده هفت تن

 

این مقبره از بناهای دوره ی قاجار درشهرستان بابل می باشد.این بنای تاریخی که از آثار ملی ایران می باشد در بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

تپه دینه سر پایین رمنت

این تپه از آثار دوران تاریخی پیش از اسلام در روستای رمنت واقع در بخش مرکزی شهرستان بابل است.

گنبد سرست

این گنبد تاریخی در روستای سرست ٬ بخش بندپی شرقی شهرستان بابل قرار دارد.

قلعه کتی ابوالحسن کلا

این قلعه در روستای ابوالحسن کلا و بخش مرکزی شهرستان بابل قرار دارد.

مسجد چهارسوق بابل

این مسجد تاریخی از آثار دوره ی قاجار در شهرستان بابل می باشد.

حمام پیجا کلا

این حمام که در از آثار دوره ی قاجار در شهرستان بابل می باشد٬ در بخش لاله آباد شهرستان بابل قرار دارد. این اثر تاریخی در روستای بیجا کلا قرار دارد.

تپه چماز کتی

این تپه که از بناهای قبل از اسلام در بابل می باشد٬در میربازار بابل واقع شده است.

  ورود کاربران
نام کاربری:
کلمه عبور:
کلمه عبور را بخاطر بسپار
کلمه عبور خود را فراموش کرده ام
عضویت در سایت

         قیمت روز مصالح
 
طراحی و تولید توسط تیم برنامه نویسی میدا
پشتیبانی شرکت شاناکو